نزدیکای ظهر بود هوا ی گرم وسطای تابستان صورت هر عابری رو گلدار میکرد. توی ایستگاه منتظر اتوبوس روی صندلی نشستم انگار تمام خستیگیهام رو زمین می نشست. تا به خودم اومدم خانم میانسالی با یک کیسه نایلونی کنارم نشسته بود. از نوشته روی کیسه معلوم بود همین الان…
بیشتر »